تبليغاتX
طسم شعر



سفره‌ات را جمع كن اي عشق مهماني بس است!
 

 فاضل نظری

1

پشت ویترین یکی از کتابفروشی های انقلاب کتاب جدید فاضل نظری (آن ها) را می بینم و به خودم فحش می دهم که نمی شد این دفعه با خودت قرار نگذاری که دیگر حتی اگر سرت هم برود کتاب نمی خری! که بعدش این جوری ضایع بشوی؟!

کتاب را می خرم، یک اشتباه (پیاده روی در انقلاب) را دو بار تکرار نمی کنم! جلوی کتاب فروشی سوار تاکسی می شوم. کتاب را باز می کنم، مشغول خواندن هستم که خانمی که سمت چپ من نشسته است با تعجب می پرسد ببخشید این کتاب جدید ِ فاضل نظریه؟ انگار در مورد کتاب جدید حافظ یا سعدی صحبت می کند که این همه تعجب همراه با ذوق کرده اند! می گویم بله!

بعد با خودم فکر می کنم من که وقت زیاد دارم برای خواندن این کتاب، شاید بد نباشد این چند دقیقه کتاب را بسپارم به ایشان. پیشنهادم را برای خواندن قبول می کنند ولی باز هم اشتباه کردم! او هم کتابی از کیفش بیرون می آورد (لازم نیست که بگویم کتاب شعر!) و پیشنهاد می کند که من بخوانم. باز به خودم فحش می دهم برای آن قرار قبلی در مورد کتاب ها و نشناختن این جماعت کتاب خوان که همیشه کتاب یدک به همراه دارند! می دانم اگر کتاب را بخوانم در دام کتاب افتاده ام و اگر نخوانم هم بی احترامی کرده ام. کتاب را می گیرم و ادای خواندن را در می آورم. تنها چیزی که یادم است این که شاعر آن کتاب اسمی شبیه اسم های اروپای شرقی داشت! به میدان امام حسین (ع) که می رسیم خانم جوان کتاب را به من بر می گردانند و می گویند واقعاً نمی شه از شعرهای فاضل نظری گذشت. سر تکان می دهم و تصدیق می کنم. با خودم می گویم کاش من هم شاعر کتاب ایشان را می شناختم!

 

2

فاضل نظري متولد سال 1358 است و تحصيلات اوليه خود را در شهر خوانسار گذرانده است. او كارشناس ارشد مديريت صنعتي است و تا به حال كتاب‌هاي «گريه‌هاي امپراطور» و «اقليت» از او به چاپ رسيده است.

هم‌زمان با انتشار سومين مجموعه شعر فاضل نظري با نام «آن‌ها»، سه دفتر اين شاعر با عنوان «سه‌گانه‌هاي فاضل نظري» از سوي انتشارات سوره ‌مهر عرضه شد. مجموعه «آن‌ها» شامل 51 غزل است كه مضمون آن‌ها عشق است و عرفان. (به نقل از وب سایت روزنامه)

اكنون مجموعه «آن‌ها» در حالی با شمارگان 2 هزار و 500 نسخه و قیمت 2 هزار و 400 تومان در بیست و دومین نمایشگاه كتاب تهران منتشر می‌شود كه «گریه‌های امپراطور» به چاپ پنجم و «اقلیت» به چاپ چهارم رسیده است. قیمت مجموعه «سه‌گانه‌های فاضل نظری» نیز 5 هزار و 200 تومان است. (به نقل از پایگاه لوح)

مدت زیادی نیست که آثار فاضل نظری را می خوانم و علاوه بر آن از شعر و شاعری چیزی جز لذت بردن از شعرهایی که دوست شان دارم، چیز بیشتری سر در نمی آورم. ولی فکر می کنم آثار فاضل نظری برای کسانی که شعر و شاعری هم می دانند جالب باشد.

خیلی گشتم تا نقدی درباره آثارش پیدا کنم به جز یک نقد در کانون ادبیات ایران که به نظر من منصفانه نبود چیز دندان گیری پیدا نکردم. شما اگر سراغ دارید به ما هم اطلاع بدهید. از معرفی بگذریم، فکر می کنم کار اشتباهی باشد که شعرهای فاضل نظری در قید حیات را بدون کسب اجازه بگذارم این جا، ولی از طرف دیگر فکر می کنم اگر گذاشتن این شعرها باعث خریدن آثار او بشود شاید بد نباشد. در کل این جوری نتیجه گرفتم که شعرهایی را این جا می گذارم که قبلاً در اینترنت منتشر شده است و خود شما هم می توانید با یک جستجوی ساده آن ها را پیدا کنید.(البته به جز شعر اقلیت! برای جلوگیری از زیادی مثبت بودن)

 

3

 

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند

تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند    

 

  پوشانده‌اند "صبح" تو را "ابرهای تار"

 تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند  

 

 یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

 این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

 

 ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی 

شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند 

 

 یک نقطه بیش فرق "رحیم" و "رجیم" نیست

 از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

 

 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

 

4

همين كه نعش درختي به باغ مي افتد

بهانه باز به دست اجاق مي اقتد

 

حكايت من و دنيا يتان حكايت آن

پرنده ايست كه به باتلاق مي افتد

 

عجب عدالت تلخي كه شادماني ها

فقط براي شما اتفاق مي افتد  

 

تمام سهم من از روشني همان نوريست

كه از چراغ شما در اتاق مي افتد

 

به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين

چه ميوه اي ز سر اشتياق مي افتد

 

هميشه همره هابيل بوده قابيلي

ميان ما و شما كي فراق مي افتد؟

 

5

از شوكت فرمانرواييها سرم خالي است 

من پادشاه كشتگانم، كشورم خالي است

 

چابك‌سواري، نامه‌اي خونين به دستم داد

با او چه بايد گفت وقتي لشگرم خالي است

 

خون‌گريه‌هاي امپراتوري پشيمانم

در آستين ترس، جاي خنجرم خالي است

 

مكر وليعهدان و نيرنگ وزيران كو؟

تا چند از زهر نديمان ساغرم خالي است؟

 

اي كاش سنگي در كنار سنگها بودم

آوخ كه من كوهم ولي دور و برم خالي است

 

فرمانروايي خانه بر دوشم، محبت كن

اي مرگ! تابوتي كه با خود مي‌برم خالي است

 

6

كبرياي توبه را بشكن پشيماني بس است

از جواهرخانه خالي نگهباني بس است

 

ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين

آبروداري كن اي زاهد مسلماني بس است

 

خلق دلسنگ‌اند و من آيينه با خود مي‌برم

بشكنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است

 

يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد

هفتصد سال است مي‌بارد! فراواني بس است

 

نسل پشت نسل تنها امتحان پس مي‌دهيم

ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است

 

بر سر خوان تو تنها كفر نعمت مي‌كنيم

سفره‌ات را جمع كن اي عشق مهماني بس است!

 

7

بی لشکریم، حوصله شرح قصه نیست

فرمانبریم، حوصله شرح قصه نیست

 

با پرچم سفید به پیکار می رویم

ما کمتریم، حوصله شرح قصه نیست

 

فریاد می زنند ببینید و بشنوید

کور و کریم، حوصله شرح قصه نیست

 

تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو

بازیگریم، حوصله شرح قصه نیست

 

آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند

یکدیگریم، حوصله شرح قصه نیست

 

همچون انار خون دل از خویش می خوریم

غم پروریم، حوصله شرح قصه نیست

 

آیا به راز گوشه ی چشم سیاه دوست

پی می بریم؟ حوصله شرح قصه نیست

 

8

هر گونه سواستفاده و استفاده از این اشعار را در مورد حوادث اخیر! شدیداً تکذیب و تایید می کنم.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت0:0توسط علی |